X
تبلیغات
رایتل

زندگی می بافم

این وبلاگ تعطیل نیست !

پست ها را توی کانال داغ داغ منتشر می کنم و به احترام دوستانی که تلگرام ندارند توی وبلاگ هم می نویسم -البته با تاخیر -

https://telegram.me/zendegimibafam

از ماست که ...

این بانکی که الان روی صندلی انتظارش نشسته ام تا خانم صدا قشنگ بگوید :شماره 127به باجه دو ،دو باجه بیشتر ندارد و یکی از باجه ها بدون نوبت کار می کند و آن یکی لاک پشتی ،هیچ کداممان هم نمی رویم پیش رییس شعبه و بگوییم :آقا این چه وضعشه ؟

لابد از ترس اینکه آقا بگوید :همینی که هست ،می خوای بخواه ،می خوای نخواه !

نوشته های دم افطار

مایه ماکارونی ام دارد روی اجاق گاز می پزد و توی قابلمه دیگری آب گذاشته ام تا بجوش بیاید ،تا چند دقیقه دیگر ماکارونی ام را می پزم بعد می مانم تا آمدن سین که حبه را با خودش بیرون برده چکار کنم .دلم می خواهد کیک بپزم ،از حمام هم پیغام رسیده که سری به ما نمی زنی ؟ دلمون برات تنگ شده ...اما دست و پاهای خسته ام می گویند لم بده رو به روی تلویزیون و با خیال راحت ماه عسل ببین ،دعای قبل از اذان گوش بده ،اذان ابوزید گوش بده که عاشقش هستی -اگر شانس بیاوری و پخشش کنند - ،،، آب جوشید ،بروم ماکارونی ام را دم بگذارم و بیایم .

اگر خواستید کسی را نفرین کنید کافی ست بگویید :ان شا الله کارت بیفته به اداره جات ،کاملا تضمین شده دمار از روزگار طرف در می آید و دل شما خنک می شود .به گمانم یک وقتی ،یک کسی این شکلی نفرینم کرده ،برای رفع بلا !! دعایم کنید .

افطار اینجاییم .خانه مامانم اینها .اینجا جایی ست که ماه رمضان های خوب زندگی ام را گذرانده ام ،ماه رمضان های تکرار نشدنی ،ماه رمضان آن سالی که برنامه کوله پشتی و مهمانش خانم سهیلا آرین زندگی ام را تغییر داده بود آنقدر که اذان که می گفتند نمی رفتم سر سفره ،می نشستم سرسجاده و افطار نکرده نماز می خواندم و چه عشق می کردم با خدا ،مثل نسیمی که پوستت را نوازش کند خدارا حس می کردم ،باور کنید که حسش می کردم .چه حیف ،،،چه حیف که آدمی حال خوبش را نمی تواند برای ابد با خودش نگه دارد ،ذخیره روز مبادایی که حال خوب کم می آورد و می ترسد از اینکه مخاطب گفته پیامبر باشد که :" بیچاره آن کسی که ماه رمضانش تمام شود و او بخشیده نشده باشد "

1 2 3 4 5 ... 32 >>