X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زندگی می بافم

نداریم ...عنوان نداریم !

+ خواهرم از یکی دوتا از رفتارهایم انتقاد کرد .ته دلم از دستش ناراحت شدم .یعنی که " تو هم ؟ از تودیگه توقع نداشتم  " بعد فکر کردم خب چرا ؟ چرا به خواهرم حق نمی دهم از رفتار اشتباهم ناراحت شده باشد .چرا حق نمی دهم انتقاد کند ؟...چون فکر می کنم خواهرم هست و من که با او این حرفها را ندارم ...یاد یک حدیثی افتادم به این مضمون که خیلی وقتها ما آدمها حق نزدیکانمون رو ضایع می کنیم فقط به خاطر نزدیکی شون به ما ...خود من خیلی وقتها مهمان مادر شوهر بوده ام و بعد از ناهار و شام توی ظرف شستن کمکشان کرده ام فقط به این خاطر که " خب زشته دیگه ...میگن اومد خورد و رفت " اما خانه پدری دست به سیاه و سفید نمیزنم اغلب ..چرا ؟ ..." من که با مامانم این حرفها رو ندارم ...اون که از من توقعی نداره "

لپ مطلب اینکه مواظب رفتار و برخورد و حرف زدنهایمان باشیم حتی با نزدیک ترین افراد زندگی مان که مصداقش برای متاهل ها میشود" شوهر " ، جایی می خواندم که همیشه در برخورد با شوهر از طرز پوشش و حرف و مرتبی خانه و خودتان جوری رفتار کنید انگار که یک مهمان رودربایستی دار ، دارید .

*

+دهه چهارم زندگی را دوست دارم ...اصلا یک جورایی دارم عاشقش می شوم ! ...از بس که این دهه از عمر، آدم را به پختگی می رساند ..قدرت تجزیه و تحلیل رفتار خودت و آدمها را بهت میدهد ...آرامتر و عاقل تر و صبورترت می کند .

*

+ با سین وارد پروژه جدید قهر آن هم از نوع قطع کامل روابط کلامی و دیداری و شنیداری شده ایم ...نگفتم نوشتاری چون بعضی حرفهای واجب را با اس ام اس به سمع و نظر هم می رسانیم ...متاهل های گرامی هم اکنون نیازمند تجربیات شما در برخورد با پدیده " شوهر قهر قرو " هستم !

چرا اینقدر به زنها توصیه میشود که برای زندگی ات تلاش کن ، خودت را تغییر بده تا زندگی ات را نجات بدهی ؟

نخواه که شوهرت را تغییر بدهی ، اورا همانطور که هست بپذیر و ....؟

.

دلیلش شاید این می تونه باشه که هیچ کسی زورش به مردها نمیرسه ، مردها به خاطر غرور ذاتی یا اکتسابی شون هیچ وقت زیر بار این نمیرن که راهشون ، تصمیمشون ، اخلاقشون ، خودشون رو عوض کنن ، می مونه زنها که اونها هم به خاطر ترس تاریخی شون از کنار گذاشته شدن در تلاش دایمی برای بهتر کردن زندگی شون هستن، بهشون دیکته شده که اگه زندگی ات خوب نیست بگرد دنبال علت ، یا قیافه و تیپ و رنگ موت رو عوض کن یا اخلاقت رو ....در هر حال معمولا این زنهان که مقصرن !

از زندگی چی می خوام !

گاهی فکر می کنم آدم که مجرد است رویاهایش قدرت بیشتری دارند تا اورا برای ادامه زندگی سرپا نگه دارند ، رویای شاهزاده ای که قرار است همه وجودش دوست داشتن و عشق باشد ...بعد که ازدواج می کنی می بینی عشق هست دوست داشتن هست اما نه دقیقا آنطور که تو انتظارش را داری ...بعد می فهمی ایراد از تو یا مردت نیست ...انسان بودن یعنی همین ...اندک شمارند آدمهایی که بدون قید و شرط دوست داشتن بلدند ...

.

همه چیز به آرامش نسبی می رسد .بچه می آید و خانواده دونفره ، سه نفره می شود .

.

بعد تو می مانی و ادامه زندگی ...و یک سوال بزرگ که " از زندگی چی می خوام ؟"

یا

دیگه از زندگی چی می خوام ؟

.

باید یک چیزی باشد که به زندگی ات معنا بدهد ...یک چیزی خیلی قوی تر از اینهایی که داری !

.

***شما همچنان درباره پست پایین نظر بدهید لطفا!

طفلی وبلاگ !

+ تلگرام نسل کتاب خوان ها را که منقرض می کند هیچ ، به نظرم دیگر اصلا کسی کتاب نمی نویسد ! ...از بس که همه چیز خلاصه شده و تندکی و مفید و مختصر است توی تلگرام ....دارم توی کانال افرا که گفته بودم می نویسم اماراستش اصلا نوشتن توی کانال به من نمی چسبد !!...بدون مقدمه و توصیف و توضیح اضافه باید بروی سر اصل مطلب و حرفت را بزنی و این برای من که سالهاست دارم توی وبلاگ عزیزم !! می نویسم خیلی سخت است ...خیلی ...

.

+ " الف" کیبوردم خراب شده اگر کلمه ای اشتباه نوشته می شود نگذارید به پای بی سوادی من !

.

+لازم نیست همیشه خودتان را با بقیه وفق بدهید .اگر به کاری که می کنید ، عقیده و تصمیمتان ایمان و باور دارید به خاطر خوشامد دیگران کار و عقیده و تصمیمتان را عوض نکنید بگذارید دیگران شمارا همان طور که هستید قبول کنند ....مثالش می شود پافشاری من بر روی رفتار و برخوردم درباره حبه از نحوه پوشک کردنش تا لباس پوشاندنش یا نحوه شیر دادن و خواباندش ...اما قسمت سخت ماجرا آنجاست که همسرت هم با تو در این زمینه ها که گفتم هم عقیده باشد که اگر نباشد ...

توضیح اضافاتش بماند برای بعد ...

.

+اگر از شماهایی که اینجا را می خوانید کسی عضو افرا هم هست لطفا نظرتان را در مورد افرا اینجا بنویسد ...در مورد نوشته های وبلاگ که نظر نمی دهید ! ...آدم از خودش می پرسد کار بیهوده ای نیست نوشتن توی وبلاگ ؟!...با وجود شیوع همه گیر تلگرام و کانالهایش ؟!

.

+من هم خودم تلگرام دارم منکر خوبی هایش هم نیستم اما آدم دلش برای وبلاگ می سوزد ...وبلاگ هم دارد می شود نوستالژی ماها که دهه شصتی هستیم !!

من هنوز اینجا هستم !

سلام به روی ماه همه تون که توی این بازار داغ شبکه های اجتماعی هنوز هم به اینجا سر می زنید :)

.

خب بریم سر اصل مطلب :

.

یادتونه گفته بودم که کلی حرف توی سرم وول می خوره که دلم می خواد هی بنویسم و بنویسم .این حرفها بیشتر جنبه تجربه داره مثل تجربیاتی که درباره خانواده شوهر نوشتم .نوشتن این حرفها توی وب برای من سخته چون باید لپ تاپ روشن کنم و با وجود حساسیت سین به دنیای مجازی و با وجود حبه نمیشه .

.

این شد که یه کانال تلگرامی زدم به نام افرآ که لینکش اون گوشه سمت چپ هست .

.

نوشتن توی کانال یه جورایی راحت تره چون وقتایی که مثلا حبه توی بغلم خوابه می تونم این کارو بکنم ، شبها توی رختخواب هم می شه مطلب فرستاد و توی بانک و ماشین و بقیه جاها ...

.

مطالب کانال افرا گلچینی هست از مطالب نت و نوشته های خودم که نوشته های خودم با هشتگ # پیام ادمین مشخص شده .

.

این وبلاگ و نوشته های شخصی اش هم هست .اما اگه تلگرام دارین و دوست دارین نوشته های غیر شخصی منو بخونین یه سر به این کانال بزنید .

https://telegram.me/joinchat/B6Nt_kFuUI7DuiVZjlAWdQ

1 2 3 4 5 ... 14 >>