X
تبلیغات
رایتل

زندگی می بافم

حواسم هست که وقتی خانه مامان بزرگ ها هستیم مادری نباشم که بنشینم یک گوشه و بگذارم حبه هر آتشی که خواست بسوزاند و من فقط بگویم " نکن ، دست نزن " و بگذرم .
مامان بزرگ ها نوه هایشان را دوست دارند ، درست ، ولی قرار نیست دوست داشتنشان مجوزی باشد برای اینکه بچه هرکاری خواست بکند و بشکند و بریزد و ...
یک راه کنترل شیطنت های بچه توی مهمانی این است که بچه شیطنت ها و خانه گردی هایش با نظارت مادر باشد ، اینطور که مثلا بچه می خواهد ماهی های توی تنگ را ببیند مادر خودش دستش را بگیرد و بچه را ببرد پیش تنگ ، اینطوری بچه ماهی ها را می بیند اما دست نمیکند توی تنگ و آن را چپه نمیکند!
بعد هم یک اصل کلی داریم  توی تربیت بچه که محدودیت زیاد و آزادی بی قید و شرط  هردو اشتباه است ، بچه ای که توی خانه هرکاری دلش خواسته کرده نمیشود بیرون کنترلش کرد یا بچه ای که خیلی سخت گیری کرده ایم در موردش ، بیرون از خانه حکم کسی را دارد که از قفس آزادش کرده اند ، تلافی همه سختگیری ها را در میاورد و پدر و مادر پیش بقیه دستشان بسته است برای تنبیه او .
اینها که گفتم حاصل شنیده هاست .حالا خیلی مانده تا از تجربیات مادرانه ام بنویسم .

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)