X
تبلیغات
رایتل

زندگی می بافم

صدای آینه های خانه درآمده که : کم برو بیا ، بهت میاد !
از دیروز هربار که از جلوی آینه رد شده ام ایستاده ام و خودم را با تونیک کالباسی رنگ دیده ام .کلی ذوق دارم بابتش ،،،با سین برای کاری رفته بودیم بیرون و موقع برگشت گفت :برویم از آن مغازه که تازه باز شده لباس بخر !

اتفاق ساده و دم دستی ای که برای دیگران تکراری ست ، برای من  مثل رفتن ایران به جام جهانی می ماند ، ممکن است هر چهار سال یکبار اتفاق بیفتد ، حالا اتفاق افتاده و من ذوق نکنم بابتش ؟ نیش دلم تا بناگوش باز نشود به خاطرش ؟

آینه های خانه که نمی فهمند زنی که دوستت دارم نمی شنود ،چشم هایش را تیز می کند برای دیدن ، آن وقت می رود و می آید و دوستت دارمی که شوهرش برایش خریده را برای بار هزارم توی آینه نگاه می کند .

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چقدر این پستت دوست داشتنی بود
پنج‌شنبه 19 مرداد 1396 ساعت 18:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون .
خیلی قشنگ گفتی!
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 18:57
امتیاز: 0 0
پاسخ: