X
تبلیغات
رایتل

زندگی می بافم

یک روز خوب

صبح یک کمی زودتر از حبه بیدار شدم.حبه ده و نیم بیدار شد و من ؟! گفتم که یک کمی زودتر ...بعد خودم را دعوا کردم که این چه وضعشه ؟! شب ها جغد طور بیدار می مانی و نت گردی می کنی صبح هم می خوابی تا لنگه ظهر ؟!

اصولا دست به دعوایم خوب است اما قدیمی ها خوب گفته اند که بچه را هر چقدر بیشتر دعوا و سرزنش کنی ، سرتق تر ! و حرف گوش نکن تر می شود ...از این روست که سرتق شده ام !

بعد گوشی را خاموش کردم تا الان ،،،با حبه بازی کردم ، نمازم را سر وقت خواندم ، حدیث کساء خواندم ، بافتنی کردم ، بعد از خوابیدن حبه هم گفتم نیم ساعت فقط کلیدر می خوانی ،هر چیزی حد و اندازه دارد حتی کتاب خواندن ، نیم ساعتی هم زبان خواندم و حالا کنار حبه دراز کشیده ام .

توی دفتر گل گلی ام هم نوشتم ...بعد از مدتها که می خواستم بنویسم و فرصتش نمی شد ، از من به شما نصیحت افکار و آرزوها و اتفاق های مهم زندگی تان را بنویسید اصلا هم لازم نیست این نوشته ها ادبیاتی و درست و درمان باشد . من گاهی فقط بصورت یک گزارش ساده توی دفترم می نویسم و عجیب آدم ذهن و روحش آرام میشود . مثل نظم دادن به وسایل یک اتاق شلوغ و درهم برهم می ماند نوشتن ،،، آخیش می گویی و سبک می شوی .

برای عصرانه قرار است حلوا بپزم و یک ژله اناری تمرینی ! هم توی یخچال هست که هربار می روم سر یخچال لابد تن و بدنش می لرزد که نکند آمده اند سر وقتم ؟!

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)