زندگی می بافم

ویژه برای خودم

گفته بودم دارم داستان می نویسم ؟ یکی دو روزی بود که دچار یاس فلسفی شده بودم که این چیزهایی که تو داری می نویسی در حد همان عاشقانه های دخترهای دبیرستانی ست ، شاید کمی نثرت با آنها فرق داشته باشد - از دید خودت البته -  ولی داستان همان ست . یک چیزی توی مایه های رمان های فهیمه رحیمی و فریده شجاعی و اینها ، که بهش رمان عامه پسند می گویند که از نظر ادبیات چی ها ارزش چندانی ندارد .

از خودم انتظار دارم که در حد و اندازه های زویا پیرزاد و رضا امیرخانی و بقیه دانه درشت های ادبیات ، بنویسم .دیدم نمی توانم ، داشتم ناامید می شدم که امشب رسیدم به توییت خانم مرشد زاده .خانم نفیسه مرشد زاده از آدمهای محبوب زندگی مجازی من است.

دیدم نوشته اند :
" یک بخشی از مشکل کتابخوانی ایران، نخبگانی هستند که با نگاه حقارت به کتاب همه‌خوان برخورد کردند. در این عکس‌هایی که از کتابخوانی خارج از کشور می‌بینید مردم همه در حال خواندن پروست نیستند! چرا جایزه برای رمان مردم‌پسند نداریم؟

چه بلایی سرِ نویسنده‌های وطنی کتابِ همه‌خوان آمده، نویسنده‌های مردم‌پسند ایرانی کجا هستند که واردات عاشقانه خارجی این قدر زیاد شده؟ مواد خام رمان عامه‌پسند هم تحریم بوده که تولید نداریم."

امیدوار شدم بسی!

+کامنت ها را تایید می کنم به زودی .دعوام نکنید !

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
بنویس خیلی خوب کاریه کاش خدا دوباره یاریم کند بنویسم
سه‌شنبه 26 دی 1396 ساعت 19:20
امتیاز: 0 0
پاسخ: