X
تبلیغات
رایتل

زندگی می بافم

پیازهای زندگی !

توی یک عصر زیبای زمستانی که هوا آن بیرون سرد و بارانی ست ، صدای من را از کانون گرم خانواده می شنوید؛ از آشپزخانه.
کتری را گذاشته ام که جوش بیاید تا چای دم کنم برای مرد خانه که نیم ساعت دیگر از راه می رسد و مثل بیشتر مردهای ایرانی دوست دارد چای اش آماده باشد و خانه اش بوی غذا بدهد.

بله.بوی پیاز داغ پیچیده توی خانه ، بوی پیاز داغ رنده شده ، آن اوایل یکی دو باری سر پیدا شدن سر و کله پیازهای نگینی خرد شده توی غذا دعوایمان شد ، چند باری هم موقع ارتکاب جرم - خرد کردن پیاز - غافلگیرم کرد و مجبور شدم پیازها را بریزم دور.
بعدتر دیدم می شود پیاز را رنده کرد و جلوی بحث و بگومگو ها را گرفت.

به گمانم برای خیلی از اختلافات ریز و درشت زندگی مشترک هم می شود راه حل پیدا کرد.لااقل برای کوچک ترین هایش باید گشت و راهی پیداکرد تا آدم یک عمر سر این ناچیزها نجنگد.

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)