زندگی می بافم

کوکب خانوم!

تا الان روز جمعه خوبی داشته ام.افتاده ام به جان خانه و حسابی تمیزش کرده ام. مرتب کردن لباس های دراور و چیدنشان طبق روشی که قبل ترها در موردش گفته بودم، جارو کردن آشپزخانه ، دستمال کشیدن سرامیک کف و زیر کابینت ها ، کاشی ها ، مرتب کردن کابینت ها ، تمیز کردن گاز و کلی ریز و درشت دیگر اهم فعالیت های امروز من بوده ، حبه جان هم پا به پای من ریخته و من جمع کرده ام.
حالا برای خودم چای ریخته ام ، حبه را که بخوابانم بروم نماز بخوانم و بعد برسم به ادامه کار.

حالم خوب است و وقتهایی که حالم خوب باشد کوکب خانوم وجودم که زن پاکیزه و با سلیقه ایست ! ، قرش میگیرد و می افتد به جان خانه و زندگی.

برای شام هم آبگوشت بار گذاشته ام ، بویش پیچیده توی خانه ، هوا هم آفتابی است و روی فرش خانه تکه تکه آفتاب افتاده ، زندگی گاهی سخت اما باز قشنگ است!

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)