X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

زندگی می بافم

خونه سرده !

دارم فکر می کنم اگر قرار بر این بود که من در جایی غیر از اینجا در یک کشور برف زده مثل کانادا به دنیا بیایم ، قطعا چشم به این جهان نگشوده ، سر زا رفته بودم.
یعنی به محض اینکه نافم را می بریدند و متوجه می شدم هوا بس ناجوانمردانه سرد است ، نمی ماندم.می مردم!

توی این چند روز فقط چسبیده ام به بخاری و فعالیت مفید چندانی نداشته ام.این خانه ای که تویش هستیم بزرگ است ، فقط چهار تا فرش دوازده متری توی هالش انداخته ایم.آن وقت بنده خدا بخاری هی به خودش فشار می آورد ، هی می سوزد و می سوزد آخرش هم می شنود که :خونه سرده ها!

خلاصه که در وجود من " ایران " کوچکی وجود دارد که به محض وقوع اتفاقات غیرقابل پیش بینی!! مثل برف و سرما ، به حالت نیمه فلج در می آید.

از شوخی گذشته تازه امروز یک کمی هوای خانه مان بهتر شده ، قرار است امروز تکلیف به های خریداری شده را مشخص کنم ، مربای به می پزم ، هال را جاروبرقی می کشم ، ماسک عسل و آبلیمو می گذارم و... وسط همه اینها 504کلمه را که دوباره شروع کرده ام به خواندنش ، می خوانم.

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)