زندگی می بافم

تکرار

امروز سومین روزی ست که حبه را بردم پارک.یک کوچه آن طرف تر از ما یک فضای سبز هست با یک سرسره و چند تا وسیله ورزشی برای بزرگترها و آلاچیق و نیمکت ، پارک که نه ، تمام بضاعت شهرداری برای فراغت اهالی،،، بضاعت ناچیز!

حالا که حبه می تواند سرسره سوار شود با خودم قرار گذاشته ام که هر روز برنامه بیرون رفتن را داشته باشیم ، درست که زحمت من چند برابر می شود و باید حواسم باشد که حبه بی هوا ندود وسط خیابان و از پله ها نیفتد و چیزی نگذارد دهانش و اینها

اما ...

این روزها که چرخ زندگی بدجور روی دور تند تکرار می چرخد دست به دامن کتاب و فیلم و پارک می شوم که چوب بگذارم لای چرخ مزبور،که اینقدر تکراری و ملال آور نچرخد.

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)