X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

زندگی می بافم

به من چه؟

یک خانمی هست توی فامیل که با مدرک سیکل و چهل و خورده ای سال دوباره شروع کرده به درس خواندن و همین روزهاست که دیپلمش را بگیرد.

موضوع گپ و گفت بیشتر دورهمی های زنانه فامیل همین خانم است.اینکه چرا با این سن درس می خواند و " می خواد چیکار درس بخونه؟ " ، چرا نمی نشیند سر زندگیش و به جای درس خواندن به شوهر و بچه اش نمی رسد؟ و ... اظهارنظرهای جورواجور دیگر.

باید اعتراف کنم که من هم گاهی گوینده این حرفها بوده ام ، البته چند سالی هست که توبه کرده ام !! و حالا یک سوال بزرگ توی سرم وول می خورد که واقعا چرا ما اینقدر راجع به زندگی دیگران نظر می دهیم؟ چرا توی زندگی دیگران سرک می کشیم؟

چرا نمی گذاریم آدمها آن طور که دلشان می خواهد و خوشحال ترند زندگی کنند؟ حتی اگر به نظر ما آن مدل زندگی اشتباه و " مایه تاسف " باشد؟

چیزی از ما و زندگی مان کم می شود اگر فلانی درس بخواند و به خانه و زندگیش نرسد یا فلانی بخوابد تا لنگ ظهر یا آن یکی تصمیم گرفته باشد مجرد بماند یا بهمانی همیشه سرش توی گوشی باشد و ...

چرا بلد نیستیم بگوییم " به من چه؟" و بگذریم؟!

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام گلبهار جان ، من از خوانندگان خاموش وبلاگ شما هستم و مدتی است وبلاگتون رو میخونم ، من سبک زندگی و تفکراتتون رو دوست دارم بنظرم شما یه خانم مثبت اندیش و دوست داشتنی هستین : از اون دسته آدم ها که به کارا و حرفاشون فک می کنن و سعی میکنن درست عمل کنن، من دوستون دارم :-)
چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت 15:42
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم.
یگانه جان ممنونم به خاطر نگاه زیبا و قلب مهربونت که باعث شده اینهمه به من لطف داشته باشی.مرسی خانووم