X
تبلیغات
رایتل

زندگی می بافم

اولین ها

اولین باری که گفت عمه را یادم هست.تلفنی با عمه کوچیکه اش حرف می زدم.بغلم بود.گوشی را که گذاشتم گفتم: مامان، عمه بود.
تکرار کرد : عمی!

اولین باری که گفت آقا داشتیم تلویزیون تماشا می کردیم.برای هزارمین بار به گمانم شیدا را پخش می کرد.روی تصویر پارسا پیروزفر گفتم: آقا!
تکرار کرد : آققا!

" من " را توی فاصله پنج دقیقه ای خانه خودمان تا خانه مامانم اینها یادش دادم.دوتایی پیاده می رفتیم آنجا. گاهی که بغلش می گرفتم ، حرف می زدم برایش.می گفتم: جیگر من کیه؟ پشت بندش خودم جواب می دادم: من.
عسل من کیه ؟
من
یک روز دیدم خودش تا می گویم خوشگل من کیه ؟ می گوید :منننن!

اولین باری که بچه چیزی که به او یاد داده ای را می گوید ، از شیرین ترین لحظه های مادری ست.آدم این جور وقت ها غش و ضعف می رود برای بچه، بیشتر از قبل ، بیشتر از همیشه!

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)