X
تبلیغات
زولا

زندگی می بافم

احترام به عقیده دیگران

راه حلی که تازگی ها در مورد تحمل نظرات و عقاید متفاوت برای خودم جفت و جور کرده ام این است:
اینکه فکر کنیم نظر و عقیده هم مثل سلیقه می ماند.یک نفر گوجه سبز دوست دارد ، یکی از بادمجان بدش می آید ، آن یکی طرفدار پر و پاقرص پرسپولیس است ، یکی عاشق هوای ابریست و...

هر آدمی حق دارد نظر و عقیده خاص خودش را داشته باشد مثل سلیقه و علاقه خاص.

همانطور که کاری به سلیقه شخصی دیگران نداریم ، تلاش نمی کنیم که سلیقه خودمان را به کسی تحمیل کنیم - نمی گوییم تو باید گوجه سبز دوست داشته باشی - با کسی بحث نمی کنیم بر سر اینکه چرا رنگ آبی را دوست دارد ، همانطور که آدمها را با سلیقه های متفاوت می پذیریم و با آنها دوستی می کنیم در مقابل عقایدشان هم باید همان طور رفتار کنیم.

قبول کنیم که دیگران مثل ما فکر نمی کنند و دست برداریم از بحث کردن با آنها.

بحث کردن با آدمها درست مثل آب در هاون کوبیدن می ماند ، بیهوده ،،، بی فایده ،،، بی سرانجام.

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شناختن برای چه؟



چرا شناخت خوب است؟ برای اینکه بزرگان چنین گفته اند؟ بزرگان کیستند؟ دلیل بر بزرگی آنها چیست؟ و اصلاً به چه دلیلی بزرگ بودن خوب است؟ آیا بزرگ بودن دلیل بر با شناخت بودن است؟ آیا دارای شناخت بودن به معنای خوشبخت بودن است؟ آیا خوشبخت بودن چگونه است؟ آیا اصلاً خوبی برای چه خوب است؟ برای اینکه انسان را راحت می کند؟ برای چه راحتی خوب است؟ و اصلاً آیا انسانهای دارای شناختهای بزرگ دارای خوشبختی ها و راحتی های بزرگ بوده اند. میزان این بزرگی و این راحتی چه بوده است؟ حرف و ادعای خودشان کفایت می کند؟ آیا دانایان بزرگ اصلاً خود را خوشبختهای بزرگ معرفی کرده اند؟ و یا اینکه دیگران آنها را خوشبخت نامیده اند؟ ...



استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " شناخت شناسی " ص ۴
چهارشنبه 15 فروردین 1397 ساعت 15:52
امتیاز: 0 0