X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

زندگی می بافم

لحظه های افطار

من هنوز هم مثل بچه ها فکر می کنم خدا یک جایی توی آسمان ها نشسته و از آن بالا به ما آدم کوچولوهای زمینی نگاه می کند.

افطار که میشود خودم را میرسانم پشت پنجره، زل می زنم به قطعه ی کوچکی از آسمان که قاب پنجره را پر کرده ، صدای ربنا و اذان می آید ، رو به خدا حرفهایم را میزنم ، آرزوهایم را می چینم کنار هم و میدهم دستش ، بقچه ی غصه هایم را پیشش باز می کنم ، گفتنی ها را که گفتم ، دست دلم را که حالا مثل پر سبک شده می گیرم و می برمش سر سفره ی افطار.
نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
کار درستو‌میکنی
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ساعت 23:04
امتیاز: 0 0