X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

زندگی می بافم

خلصنا من النار

داشتیم مراسم شب قدر دانشگاه تهران را از تلویزیون تماشا می کردیم؛ یک جا آقای قرائتی حرفی زد با این مضمون که اگر می خواهی امشب خدا تو را ببخشه ، تو هم بقیه رو ببخش! 


جمله ی تکراری اهل منبر !،،، این بار بهش فکر کردم.عمیق تر از همیشه ، بعد دیدم آدمهایی هستند توی زندگیم که هیچ وقت نتونستم بابت بدی هایی که در حقم کردند ببخشمشون و عجیب تر اونکه کینه این آدمها رو توی دلم مثل یک دارایی با ارزش نگه داشتم و حاضر به از دست دادنش نیستم.کینه ای که حسرت و حسادت و خشم هم با خودش آورده.


بعد به دعای جوشن کبیر فکر کردم.به هزار اسمی که خدا را با اون اسم ها صدا می زنیم ، به غفور و غفار و غافر که یک معنا بیشتر ندارند: خدای بخشنده ای داریم ، خدای مهربان با گذشتی داریم ، که ته ته هزار اسم بهش بگیم خدایا من را از آتش جهنم ات نجات بده.


که شاید بهتر باشه بگیم: 

خدایا! 

من را از آتش کینه نجات بده، دستم را بگیر و از دل آتش حسادت بکش بیرون ، از آتش خشم رهام کن!


خودت می دونی آتش کینه با خرمن وجود آدم چکار می کنه ، خودت می دونی چه گرفتاری بزرگی داره اونی که گرفتاره حسده ، خودت می دونی چه دردی می کشه اونی که توی آتش خصلت های بد ، غرور و خودخواهی و کینه و خشم و حسادت و ...می سوزه.


خَلِصنا مِن النّارِ یا رَب! 

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
برای من نوشتی این پست ... هعیییی ..
جمعه 18 خرداد 1397 ساعت 13:22
امتیاز: 0 0
پاسخ:
و برای خودم